...از سرزمین شمالی

مامان باباهای اینترنی
نویسنده : فرزاد - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

حدود شش سال است که از ایران رفته ام....  خیلی چیز ها در این مدت عوض شده. الان که این یادداشت را می نویسم در سفری هستم که برای مدت کوتاهی به اتفاق بهاران به ایران آمده ایم... مامان و بابا نشسته اند و در اینترنت با هم بلاگ می خوانند و می نویسند و کامنت می گذارند... این از آن واقعیت هایی است که در این چند سال خیلی عوض شده است. مامان و بابا وبلاگ نویس و وبلاگ خوان شده اند و ساعات بسیار زیادی را با دنیای مجازی می گذرانند. در این چند روز خانم شیبانی از دوستان خانوادگی تماس گرفت و با مامانم حدود نیم ساعت راجع به معایب و مزایای گوگل تاک،‌اسکایپ و یاهو مسنجر صحبت کردند... مکالمه خیلی شنیدنی بود. دختر خانم شیبانی در آمریکا زندگی می کند. خاله منیرم معتقد است که گوگل تاک از همه ی این ابزارها بهتر است. آخر مهتا دختر خاله ام به استرالیا رفته. مامانم به خانم همسایه که پسرش مالزی است هم همه روزه مشاوره می دهد. مامان باید هر روز برای فریبرز ایمیل بنویسد و یا با او یا من اینترنتی صحبت کند... طرفدار پر و پا قرص اسکایپ است و حقیقتاً با ذوق و هوشی که دارد خیلی خوب با اینترنت جفت و جور شده است.

یادم است شاید ده سال پیش وقتی تا دیر وقت پای اینترنت بودم مامانم از خواب بلند می شد و می آمد در اتاق و می گفت پسرم مگه در اون جعبه ی جادو چی هست که تا الان پاش نشستی. چند شب پیش وقتی من و بهاران خوابیده بودیم و دیدم صدای کی بورد می آید بلند شدم رفتم بالای سر مامان و به شوخی بهش گفتم: مامان جون مگه تو این اینترنت چی هست که تا این موقع پاش نشستی! و کلی خندیدیم!!

خلاصه اینکه به دنبال مهاجرت روز افزون بچه ها از ایران مامان ها و بابا ها حسابی اینترنت باز شده اند. نمی دانم این یک واقعیت تلخ است یا شیرین، فقط می دانم این یک واقعیت است که بچه ها باید با آن کنار بیایند.


 
 
← صفحه بعد