...از سرزمین شمالی

 
نویسنده : فرزاد - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۳
 

 

بعد از ظهر امروز از خوندن درس خيلی خسته شديم.  هوای مه آلود و زيبايی بود. حس دلگيری داشت. قدم زنون با کامی رفتيم لب رودخانه يوتا که به دريای شمال می ريزه و زير بارون کشتی ها رو تماشا کرديم. بعد برگشتيم و يه خورشت قيمه مشترک پختيم که به اندازه دو روزمون رو جواب بده. بی نهايت خوشمزه. بعد يه مثقال زعفرون رو با ابزار مکانيکی بسيار جالبی که مامانم فرستاده سابيدم و بعدش شام خورديم. قرار بود روش ويلتريک وليامز٬ ديسکهای گشکورين و سری استروم رو بخونيم چون شک ندارم آبراهامسون از اين روشها سوال می ده ولی نشستيم به جاش شازده کوچولو اجرای شاملو رو گوش کرديم. خلاصه اينکه ۶ ساعته درس نخوندم و احساس رضايت کامل می کنم!!! بلدم خوب!

شازده کوچولو برام هيچ وقت قديمی نمی شه. هيچ وقت. هميشه دل انگيزه. و خاطره ساز. اگه ازم بپرسن زيباترين فعل زبان فرانسه که می شناسی چيه به جرات می گم apprivoiser که به معنای اهلی کردن هست. از لاروسی که روی طاقچه اتاق خاک می خوره و من گهگاه می رم سراغش تعريفشو براتون عيناْ‌ می نويسم:

apprivoiser vt 1.Rendre un animal moins sauvage, domestiquer. 2. Rendre une personne plus sociable. s'apprivoiser vpr Devenir moins farouche

گل شما کيه؟ کی شما رو اهلی کرده؟ شما کی رو اهلی کردين؟

در هر صورت موفق باشين چرا که:

هر آنکس را که در خاطر ز فکر دلبری ياريست

سپندی گو بر آتش نه که دارد کار و باری خوش

اگه احساس می کنين ديگه اين حرفا از شما گذشته سخت بدونين که در اشتباهين. اصلی ترين هدف زندگی از هيچ کی نگذشته!

شب و روز شما خوش

از سرزمين شمالی

-Adieu, dit le renard. Voici mon secret. Il est très simple : on ne voit bien qu'avec le coeur. L'essentiel est invisible pour les yeux